فروشگاه برقی
دیروز رفتیم فروشگاه برای خرید خوراکی
تا داخل شدیم تمام کارمندان دست از کار کشیدن و اومدن سراغ اراد
تازه ار سر هم مدیر فروشگاه اقای برقی اومد برای عرض ادب
خدا کنه اراد بزرگم شد شانسش هم با خودش رشد کنه
ما که میخواستیم بیایم خونه اراد گفت با خاله برقی میمونم (خانم انتخابی)
میگفت مامان تو برو من صبح میام با هم میخوابیم
البته اقای برقی قول داد که به اراد دفعه بعد ترقه و فشفشه های بی خطر بده
اونا دوستای خوب ارادن
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


فروشگاه برقی
